تبليغاتX
Ali Reta

Ali Reta

WWE Wallpaper

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 11:38  توسط Ali Reta  | 

دانلود اهنگهای جان سینا

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 20:53  توسط Ali Reta  | 

بیوگرافی Evanescence

اگر به دنبال معنای لغوی evanescence باشین شاید تو بعضی از دیکچنریها همچین کلمه ای رو پیدا نکنین ولی در لغت evanescence به معنای به تدریج محو شدن هستش.
گروه evanescence نه سال پیش توسط ben moody و amy lee که هم مدرسه ای بودن به طور کاملا اتفاقی تشکیل شد.
amy lee خواننده و آهنگساز21 ساله و ben moody هم گیتاریست و آهنگساز 28 ساله گروه هستن که البته ben moody حدود 1 سال پیش بنا به دلایلی از گروه جدا شد. دیگر اعضای این گروه john lecompt که گیتار میزنه william boyd که بیسیست هستش و rocky gray درامر گروه هستن terry blasmo هم از گروه the cold جایگزین ben moody شد.
زادگاه این گروه هم ارکانزاس و شهر کوچک لیتل راک هستش.
قبل از آلبوم جاودانه fallen چند آلبوم ديگه هم درست شده بود كه public نشدن و فقط حدود 200 كپي از آنها تهيه شد.
در مورد سبك آهنگها هم بايد بگم gothic rock هستش . آلبوم fallen حدود 17 ماه پيش release شد و 43 هفته در top 10 بيلبورد بود .5.3 مليون كپي تو آمريكا و 12 مليون كپي هم در كل دنيا فروش داشت . من خودم 15 ماهه كه دارم 11 تا آهنگ fallen رو گوش ميكنم ولي هنوز هم آهنگهاش برام جذابن و تكراري نشدن
يكي از مهمترين دلايل موفقيت fallen اينه كه 7 سال رو اين آلبوم كار شده به طور مثال آهنگ my immortal مربوط به سال 98 هستش
خصوصيت منحصر به فرد آهنگهاي evanescence كه اونها رو از هر نظر با بقيه آهنگها متمايز ميكنه شعر هاي فوق العاده پر معني و عميق اونهاست . آهنگهايي مثل my immortal و tourniuet و imaginary و ... داراي بالاترين سطح محتوا هستن . به نظر من amy lee و ben moody قبل از اينكه آهنگساز خوبي باشن شاعرهاي قابلي هستن.
در مورد آلبوم fallen همونطور كه گفتم 11 تا آهنگ داره كه آهنگهاي bring me to life,hello,my last breath , taking over me , going under ,haunted رو amy lee نوشته و آهنگهايimaginary , every body’s fool , my immortal ,whisper رو ben moody نوشته كه متن آهنگهاش از آهنگهايي كه amy lee ساخته بهتره آهنگ tourniquet رو هم rocky gray درامر گروه نوشته كه مال گروه سابقش يعني soul embraced هستش كه يك گروه christian metal بوده و اصطلاحا اين آهنگ cover شده (به اجراهاي يك artist از يك artist ديگه ميگن cover )
در سايت www.evanescence.com ميتونيد دست نوشته هاي amy lee رو پيدا كنيد.

شايد يكي از دلايلي كه evanescence در ايران خيلي طرفدار نداره اينه كه تا معناي آهنگها رو نفهمي از آهنگاشون خوشت نمياد . يعني نقطه قوت آهنگاشون متن شعرهاشون هستش و نه موسيقي آهنگاشون ولي به محض اينكه متن آهنگاشونو براي خودت ترجمه ميكني ديوونه اين گروه ميشي
در ضمن آلبوم بعديشون هم قراره اوايل سال جديد (ميلادي) به بازار بياد
در مورد amy lee هم بايد بگم دوست پسرش shaun morgan از گروه seether هستش كه آهنگ broken رو هم با هم خوندن.
amy lee به گروه korn خيلي علاقه داره و جديدا آهنگ thoutless اونها رو تو كنسرتهاشون اجرا ميكنن.
ben moody هم كه از band جدا شد براي avril lavigne و jessica simpson چند تا آهنگ ساختش.
حالا ميرسيم به آهنگ bring me to life كه احتمالا همتون شنيدينش:
اين آهنگ sound track فيلم evil dead هم هستش و paul mccoy از گروه stones 12 هم در اون خونده و خيلي راحت evanescence رو به اوج شهرت رسوند هفته ها در صدر چارتها بود و خيليها از جمله من رو جذب اين گروه كرد.
نكته جالب هم اينكه amy lee در يكي از مصاحبه هاش گفته بود كه اين آهنگ باعث شده كه يك نفر از خودكشي كردن منصرف بشه
ويديو اين single بينهايت عالي ساخته شده و در كشور روماني و در ژانويه 2003 درست شده
براي download اين ويديو و همچنين پشت صحنه اون ميتونين به سايت www.evanescence.com مراجعه كنين .
نكته جالب در مورد ساخت اين ويديو اينه كه amy بايد واقعا از يك ديوار صاف بالا ميرفته كه البته اون هم اين كار رو ميكنه!
ويديو بعدي اونها going under بود كه در آلمان و همچنين LA ساخته شد ويديو موفق بعدي my immortal بود كه در بخش قديمي شهر بارسلون اسپانيا ساخته شد و ويديو آخرشون هم every body’s fool بود كه در LA ساخته شد. هر چند من معتقدم هر 11 تا آهنگ fallen توانايي single شدن رو داشتن
در مورد جوايزي كه evanescence دريافت كرد بايد يك توضيح مقدماتي بدم:
همونطور كه ميدونيد در امريكا جشنواره هاي زيادي در مورد موسيقي بر گزار ميشه و يكي دو تا نيست مثل : AMA american music awards – VMA video music awards – teen choices awards – much music awards – billboard – grammy – WMA world music awards و خيليهاي ديگه ولي بايد بهتون بگم اسكار موسيقي و پر ارزش ترين جوايز در دنياي موسيقي grammy هستش كه جايزش به شكل يك شيپور طلاييه بعد از اون هم VMA كه مال mtv هستش
evanescence تقريبا در تمامي فستيوالهاي بالا nominee (كانديدا) شده بود. در grammy هم تو 5 بخش كانديدا بودن كه 2 تاشو بردن best new artist – best hard rock performan

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 12:24  توسط Ali Reta  | 

ُُُُُُEvanescence

سلام ......

امروز براتون دانلود شعر زیبا ی evanescence به نام  Lithium رو گذاشتم .

حداقل به خاطر اینکه با سلیقه من آشنا شید دانلودش کنید .


تست شده است اگه مشکلی داشت در جریان قرارم بدید .

حجم فایل 3.54MB با فرمت Wav

 download music evanescence

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 13:9  توسط Ali Reta  | 

موزیک ورودیه کشتی کج کارها

در این قسمت موزیک ورودیه باتیستا هم قدیمی و هم حال حاضر ، موزیک ورودیه بابی لشلی ، موزیک ورودیه مرحوم ادی گررو ، موزیک ورودیه جان سینا ، موزیک ورودیه کین ، موزیک ورودیه کوین نش ، موزیک ورودیه ام وی پی ، موزیک ورودیه رندی اورتون ، موزیک ورودیه شاون مایکل و تریپل اچ و دی جنریشن اکس ، موزیک ورودیه بوکر تی ، موزیک ورودیه مرحوم کریس بنوا ، موزیک ورودیه کریس جریکو ، موزیک ورودیه یوجین ، موزیک ورودیه گولد برگ ، موزیک ورودیه کرت انگل ، موزیک ورودیه ری میستریو ، موزیک ورودیه اسکات استاینر ، موزیک ورودیه استون کلد ، موزیک ورودیه راک ، موزیک ورودیه گریت کالی و سه موزیک ورودیه آندر تیکر را براتون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.

Batista

Kurt Angle

Batista)old)

John cena)old)

Big Show

John cena)new)

Boker

 Matt Hardy

 Edge

Hulk Hogan

DX

Rey Mysterio

Goldberg

Rey Mysterio) old)

Chris Benoit 

Randy Orton

 Shawn Michaels

Raw

Triple H

Stone cold

Triple H )old)

 Undertaker deadman

The Rock)new)

 Under taker)new)

The Rock)old)

 Under taker)old)

Kane

MVP

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 9:43  توسط Ali Reta  | 

بيوگرافي کامل اندرتیکر

بيوگرافي جزئي:

نام:مارک لوکاس کالاوي
قد: 208 سانت
وزن:145 کيلوگرم
محل تولد:هيوستن,تگزاس
فن نهايي:tombstone piledriver
تاريخ تولد:24 مارس 1962
تاريخ ورود به کشتي کج:سال 1989

UnderTaker Mark Calloway متولد 24 مارس 1962 در هاستن - تکزاس. کار خودش رو در سال 1989 با نام Texas Red در لیگ متوسط USWA آغاز کرد. اولین مسابقه ش رو در مقابل بروزر برادی انجام داد و برد. سپس به Master Of Pain و The Punisher (ادب کننده) تغییر نام داد. اون اولین قهرمانیش رو در اون لیگ تونست با نام Master Of Pain با شکست جری لولر (گزارشگر فعلی RAW) در 1 آوریل 1989 به دست بیاره که نام قهرمانی USWA Unified Heavyweight Title بود. 5 اکتبر همون سال در همون لیگ The Punisher تونست USWA Texas Heavyweight Champion بشه. اواخر سال 1989 Mean" Mark Callous" شخصیت جدید World Championship Wrestling(WCW) شد. در ابتدا اون هم تیمی Dan Spivey در تیم Sky Crapers شد و جانشین Sid معروف شد. ولی اون در WCW هم زیاد دووم نیاورد و درنوامبر 1990 با WWF قرارداد بست. شروع اون در WWF در سوروایور سیرس 1990 بود. UnderTaker برای اولین بار در تیم Ted DiBiase با نام Million Dollar Team تونست Dream Team رو که برت هارت هم در اون بود شکست بده. UnderTaker به وسیله ی دُن جاردین کچ حرفه ای رو آموزش دید. نام همسرش سارا هست که مدتی هم در WWF بازی میکرد. ازدواج اون ها در 21 جولای صورت گرفت. قدش 2 متر و 8 سانتی متر هست. وزن بدنش هم 147 کیلوگرم. 

--------------------------------------------------------------------------------------------------- همون طور که شاید بدونید UnderTaker یکی از افسانه های WWE هست و WrestleMania Legend بهش میگن چون 13 رستل منیا شرکت کرده و همه رو برده. البته اگه ببازه باز هم افسانه میمونه. 1 - اولین رستل منیا که شرکت کرد سال 1991 رستل منیا 7 بود. اون با کمک پال بیرر(Paul Bearer) در روز تولدش در لوس آنجلس-کالیفرنیا تونست Hacksaw" Jimmy Snuka" رو شکست بده. البته تقلبی صورت نگرفت و بیرر منیجر بود. 2 - 5 آوریل 1992 در رستل منیا 8 در ایندیا پلیس-ایندیانا تونس Jake Roberts رو شکست بده. بیرر این جا هم منیجر بود. 3 - 4 آوریل 1993 در رستل منیا 9 در لاس وگاس-نوادا تونست Giant Gonzalez رو شکست بده. هاروی ویپل من منیجر گنزالس و بیرر منیجر UnderTaker بودند. 4 - 2 آوریل 1995 در رستل منیا 11 در سیویک سنتر-هارت فورد تونست کینگ کونگ باندی رو شکست بده. تد دی بیس منیجر کینگ کونگ UnderTaker منیجر نداشت. 5 - 31 مارس 1996 در رستل منیا 12 تونست دیزل(نش) رو شکست بده. بیرر باز هم منیجر بود. 6 - 23 مارس 1997 در در رزمنت-هاریزن در رستل منیا 13 UnderTaker مسابقه سر WWF Heavyweight Title با Sid داشت. سید گفت که من تنها کسی هستم که از UnderTaker نمیترسم. و همون شب در مسابقه ش قهرمانی رو به UnderTaker باخت. 7 - 29 مارس 1998 در رستل منیا 14 در در بوستون در مسابقه ای که به برادر مقابل برادر معروفه UnderTaker برادر نصفه ی خودش کین رو شکست داد. بیرر منیجر کین بود. 8 - 28 مارس 1999 در رستل منیا 15 در فیلادلفیا UnderTaker مرحوم Big Boss Man رو در یک مبارزه ی Hell In A Cell شکست داد و آخرش بیگ باس من رو دار زد. البته بیگ باس من بعد برگشت و مرگش دلیل دیگه ای داره. 9 - 1 آوریل 2001 در رستل منیا 17 در هاستن تکزاس زادگاه خود UnderTaker این بار نوبت HHH بود که از UnderTaker شکست بخوره. 10 - 31 مارس 2002 در رستل منیا 18 در تورنتو-کانادا ریک فلر از UnderTaker در یک مسابقه ی بدون DQ شکست خورد. 11 - 30 مارس 2003 در رستل منیا 19 A-Train و Big Show از UnderTaker شکست خوردن. این مسابقه Handicap بود و UnderTaker یه کمک کوچیک هم از یک استرالیایی تازه وارد به نام Nathan Jones گرفت. 12 - 14 مارس 2004 در رستل منیا 20 باز هم نوبت کین بود که در یک برادر در مقابل برادر دیگه از UnderTaker شکست بخوره. 13 - 3 آوریل 2005 در رستل منیا 21 در شیکاگو رندی اورتون که سر کل کل این که میخواست رکورد UnderTaker رو بشکونه با اون مسابقه داد.حتی با این که باباش با دست گچ گرفته کوبوند تو سر UnderTaker باز هم شکست نخورد و برنده شد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------- افتخارات در WWF/E : 4 دوره قهرمانی سنگین وزن WWF/E 1 - با شکست هوگن در سوروایور سیرس 1991 در 27 نوامبر. 2 - با شکست سید در رستل منیا 13 که گفتم. 3 - با شکست استون کلد استیو آستن در آور د٠اج 1999 در 23 می. 4 - با شکست هوگن در جاجمنت دی 2002 در 19 می. 6 دوره قهرمانی تگ تیم WWF/E 1 - به همراه استون کلد استیو آستن با شکست منکایند و کین در فولی لود٘? 1998 در 26 جولای. 2 - به همراه بیگ شو با شکست اکس پک و کین در سامرسلم 1999 در 22 آگست. 3 - به همراه بیگ شو با شکست راک و منکایند در SD! 1999 در 10 سپتامبر در یک مسابقه ی چال کردن در قبر که در آخر بیگ شو داشت روی منکایند خاک میریخت که HHH اومد بیگ شو رو زد و خودش ریخت؛کین هم وسط مسابقه توی سالن استادیوم اومد UnderTaker رو زد. 4 - به همراه راک با شکست اج و کریستین در 10 دسامبر 2000. 5 - به همراه کین با شکست اج و کریستین در 19 آوریل 2001(Brothers Of Destruction). 6 - به همراه کین با شکست دایاموند دالاس پیج و کریس کانیون در 30 آگست 2001(Brothers Of Destruction). یک دوره قهرمانی تگ تیم WCW البته در WWF بازی میکرد.تگ تیم WWF با تگ تیم WCW مسابقه داد و برد. به همراه کین با شکست او هیر و چاک پالومبو در 8 سپتامبر 2001(Brothers Of Destruction). یک دوره قهرمانی Hardcore با شکست آر وی دی در ونجینس 2001 در 9 دسامبر.

--------------------------------------------------------------------------------------------------- نام فن هایی که اکثراً اجر میکنه : 1 - (Takin Care of Business (Dragon Sleeper 2 - Old School 3 - Balistic punches 4 - The Big boot 5 - Running DDT 6 - The Clothesline نام فینیشرها : 1 - Tombstone Pile Driver 2 - Last Ride Power Bomb 3 - Chokeslam From Hel
l --------------------------------------------------------------------------------------------------- UnderTaker ظاهراً خیلی به مردن علاقه داره. تا جایی که من یادمه 4 بار گفتن مرده. اولین بار در سوروایور سیرس 2003 وقتی با مک من بازی چال کردن داشت. کین اومد کمک مک من و آندر تیکر رو چال کردن و گفتن که مرد.تا چند ماه هم گفتن مرده که برگشت. نتیجه ی این مرگ این بود : UnderTaker دارای لقب Dead Man یا مرد مرده هست. بعد از تگ تیم شدن با کین اون به Red Devil یا شیطان سرخ تغییر شخصیت داد و بعد از این که مرد و دوباره برگشت دوباره شد Dead Man. دومین بار در نو مرسی پارسال. در بازی با جی بی ال،هایدنرایک که اون زمان تازه وارد و دوست جی بی ال بود به کمک جی بی ال میاد. برنده ی اون بازی کسی بود که حریفش رو داخل نعش کش مینداخت. هایدنرایک UnderTaker رو با کلروفرم بیهوش میکنه و داخل نعش کش میندازه.بعد با یه ماشین دیگه میکوبه به نعش کش و نعش کش آتیش میگیره. سومین بار هم وقتی که رندی اورتون در نو مرسی امسال انداختش توی تابوت و تابوت رو آتیش زد. چهارمین بار هم همین چند هفته پیش بعد از برگشتنش دوباره میندازش پشت ماشین مرحوم ادی و میکوبش به دیواره ی پشت استادیوم و ماشین آتیش میگیره که این دفعه مردنش چند روز بیش تر نبود.

--------------------------------------------------------------------------------------------------- از لقب های UnderTaker میتونیم به 1 - Dead Man 2 - Red Devil 3 - American Bad Ass(پر روی آمریکایی) 4 - The Phenom اشاره کنیم.

ساير توضيحات و نکات جالب در مورد وي:


تيکر اولين فن last ride رو در 30 جوئن 2000 به ادج زد
وي جزو 100 کشتي گير برتر قرن 20 ميباشد.
در سال 1999 رهبر تيم ministry of the darkness بود.
اولين کمربند قهرماني جهان را در survivor series 1991 گرفت.
در سال 1995 چشمان وي به شدت آسيب ديد و مدتي هم در اتاق عمل با چشمان پانسمان شده گذراند.
تيکر در زندگيش 2 بار ازدواج کرده و از هر همسرش 2 فرزند دارد.در حال حاضر همسرش سارا کالوي نام دارد که دخترعمويش هست.
هم خودش و هم سارا به ورزش بوکس علاقه دارند.
قبل از اينکه کج کار شود بسکتباليست حرفه اي بوده.
قد او در زندگي واقعيش 20 سانت کمتر از کشتي کج بوده(براي بلندترکردن قدش تلاش کرده)
از سال 1991 تا 1993 به هيچ وجه در بازي تک به تک نباخته بود.
در13 wrestlemania پي در پي مسابقه را نباخته.حريفان ناکام وي در رستلمينيا به ترتيب از قديم تا جديد:
randy orton-kane-big show & a_train-ric flair-triple H-big boss man-kane-sycho sid-diesel(kevin nash)-king kong bundy-giant gonzalez-jake roberts-jimmy snuka
يک پسر از همسر اول داره به نام گانر که متولد سال 1993 هستش و يک دختر متولد سال 2002 از سارا دارد.يک پسر به نام کوين از همسر اولش(جودي لين) هم دارد(متولد 1996)
پدرش فرانک در سال 2003 مرد.مادرش کاترين کالوي و برادران بزرگترش ديويد و مايکل و پاول و تيموسي ميباشند.
پاول برادر بزرگش در اداره پليس کار ميکند.
آخرين بازي وي در WCW در مقابل lex luger بوده.
در WCW منجرش پاول هيمن(منجر سابق براک)بود.
در حال حاضر اولين کج کاريه که در فيلم هندي بازي کرده!!! اسم فيلم هنديش khiladiyon ka khiladi هست.در اين فيلم تيکر هندي حرف ميزند!!!!!!!!
بهترين دوست تيکر برايان لي يا همون آندرتيکر قلابي در سامراسلم 1994 هست.او در عروسي تيکر با سارا شرکت کرد.
در سال 2005 دخترش به نام گراسي متولد شد.
تابه حال 2 تا از کمربندهاي قهرماني خود را از هولک هوگن گرفته.


طی نظر خواهی های مردمی تیکر ۲۸ با به عنوان محبوب ترین وبرترین کشتی کج کار انتخاب شده و از این نظر نیز اول میباشد و نفر دون کوین نش میباشد
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 19:11  توسط Ali Reta  | 

زندگینامه فریدون فروغی

فریدون فروغی (زاده نهم بهمن 1329 هجری خورشیدی در تهران - درگذشته سیزدهم مهر 1380 هجری خورشیدی)، آهنگساز، نوازنده (گیتار، پیانو، درامز)، شاعر و خوانندهٔ ایرانی. او از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی است

فریدون فروغی (زاده نهم بهمن 1329 هجری خورشیدی در تهران - درگذشته سیزدهم مهر 1380 هجری خورشیدی)، آهنگساز، نوازنده (گیتار، پیانو، درامز)، شاعر و خوانندهٔ ایرانی. او از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی است.
Open in new window

کودکی و نوجوانی
او در سال 1329 محله سلسبیل تهران متولد می‌شود، پدر او - فتح الله - کارمند اداره دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار می‌پرداخت. پدرش از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار می‌آمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.
او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن استاد و با توجه به علاقه‌ای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین می‌آموخت.

دههٔ چهل و اجرا در کافه‌ها
درسن 16 سالگی، با همراه ساختن گروهی نوازنده با خود موسیقی را به صورت جدی شروع می‌کند و در مکان‌های مختلف به اجرای ترانه‌ها وآهنگ‌های غربی معروف در آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز می‌‌پردازد و تا سن 18 سالگی فعالیت خود را به همین صورت ادامه می‌دهد. در این دوران است که پس از یک شکست عاشقانه، مدتی از موسیقی دست می‌‌کشد، اما پس از این مدت کوتاه کناره‌گیری، درسال 1348 صاحب کلوب شبانه کازابای شیراز از فروغی و همراهانش برای اجرا در آن مکان دعوت می‌کند[1] (در [2] زمان سفر فروغی به شیراز و همکاری‌اش با کازابا، اوایل دههٔ پنجاه و هم‌زمان با انتشار موسیقی فیلم تنگنا مشخص شده‌است که به احتمال نزدیک به یقین صحیح نیست). در اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپ‌های شبانه تهران قدیم و ستارهٔ صحنهٔ کافه‌های معروفی چون مارکیز و کاکوله بدل شد.
دههٔ پنجاه و شهرت
درسال 1350، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خواننده‌ای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی می‌گردد و با یک بار زمزمه‌ کردن ترانه‌ها، خسرو هریتاش متوجه می‌شود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نام‌های «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبان‌خانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا می‌کند.
پس از اکران فیلم، صفحه‌های 45 دور این دو ترانه، درصفحه‌فروشی‌های معروفی چون آل کوردوبس، پاپ،دیسکو، بتهوون، و پارس عرضه می‌گردد. این دو ترانه گل می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌افتد و فریدون فروغی به شهرت می‌‌رسد. گرچه در آن زمان به او خرده می‌‌گرفتند که صدای فرهاد را تقلید می‌کند، اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خوانندهٔ محبوبش ری چارلز قرار نگیرد.
بعدازگذشت مدتی فرشید رمزی - کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت - با فریدون فروغی قرارداد می‌بندد و فروغی درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه‌خوانی آثار ری چارلز را کنار می‌گذارد. این همکاری باعث تولد آثاری چون "زندون دل" و "غم تنهایی" می‌گردد که اولی، فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک می‌کند. فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ آن ترانه‌ای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتوره‌چی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند.
سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودی‌های شورانگیز و تکان‌دهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا می‌کند که شاخص‌ترین آنها نماز (یا نیاز به روایت ساواک!) است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانه‌ای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک می‌گردد. او ترانهٔ هوای تازه را در همین سال در برنامهٔ تلویزیونی رنگارنگ اجرا می‌کند و همچنین در همین سال است که به درخواست فرزان دلجو ترانه‌ای را برای فیلم یاران (با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا می‌کند.
درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا می‌شود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا می‌کند (این ترانه، پیش‌تر با شعری از ویلیام خنو و با نام ماهی خسته اجرا شده بود). او که رفته رفته، به هنرمند باتجربه‌ای تبدیل می‌شد، اقدام به جمع‌آوری آثار خود می‌نماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه می‌کند.
دومین آلبومش را با نام یاران درسال 1354 به بازار عرضه می‌کند و در همین سال به علت اجرای ترانهٔ سال قحطی از طرف رژیم شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع می‌شود.
درسال 1356، پس ازاعلام فضای باز سیاسی توسط رژیم، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری، سومین آلبوم خود را با نام سال قحطی به بازار عرضه می‌کند. در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذات‌الریه از دنیا می‌رود.

انقلاب و یار دبستانی
درسال 1357، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به اوضاع کشور با انتشار آلبوم بت شکن اعلام می دارد و در همین سال ترانه‌ای به نام روسپی راجرا می‌کند که هرگز مجوز پخش نمی‌گیرد.
درسال 1358، بعدازانقلاب، فروغی درایران می‌ماند و کنسرت اجرا می‌کند که ترانه‌های این کنسرت را فریدون فروغی در آلبوم " فریدون فروغی در آغازی نو" جای می‌دهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانه‌های ریتمیکی مانند حقه و شیاد است که در کارنامهٔ فروغی مانند آنها وجود نداشت.
بعداز انتشار این کاست، درسال 1359، فروغی ترانهٔ بار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا می‌کند که در تیتراژ فیلم استفاده می‌شود. در حالی که هنوز هیچ منع رسمی‌ای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر می‌دهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلم‌اش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده می‌گیرد. این ترانه بسیار مطرح و معروف می‌شود و حتی امروزه به‌عنوان نمادی از مبارزه ارزشی خاطره‌انگیز دارد. در همین زمان است که زمزمه‌هایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده می‌شود. او در همین سال ترانهٔ کوچهٔ شهر دلم را می‌خواند.

دههٔ شصت و بعد
درسال 1360 چندترانهٔ خودرا همراه باچند ترانه از کوروش یغمایی درآلبومی با عنوان سُلٰ جای می‌دهد و طی سال‌های 60 و 61، آهنگ چهار قسمتی چرا نه؟ رامی‌سازد و اجرا می‌کند. در همین سالهاست که فعالیت او ممنوع می‌شود.
در سال 1365 سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد، اما پیشنهادهای تهیه‌کنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.
در اسفندسال 1372 با سوسن معادلیان آشنا می‌شود و در خرداد 1373 باهم ازدواج می‌کنند. ازدواج، موجب تحولی مثبت در او می‌شود و دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرد؛ شعر می‌گوید، آهنگ می‌سازد و شروع به تدریس می‌نماید.
در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش می‌شود. پس از 4 روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران می‌آید. علی‌رغم درخواست‌هایی که از شهرستان‌های دیگر برای برگزاری کنسرت ارسال می‌شود، با برگزاری آن در شهرستان‌های دیگر موافقت نمی‌شود و فروغی درتابستان 78 و پائیز 79 دوباره به کیش باز می‌گردد و به اجرای برنامه در هتل آنا‌ی کیش می‌پردازد.
در فروردین سال 1379 به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم دختری به نام تندر می‌‌خواند اما شرایط تغییری نمی‌کند. گرچه ترانهٔ فروغی در انتهای فیلم در جشنوارهٔ فجر پخش می‌شود. پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمی‌تواند مجوز حضور او را به‌عنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ (که داستان آن در باره زندگی یک خوانندهٔ محکوم به سکوت بود) بگیرد.

مرگ
فریدون فروغی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه 1380 در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکه‌ای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می‌‌کشید به خاک سپردند. شهریار قنبری در مورد مرگ او می‌گوید: «فریدون فروغی را فراموشی و خاموشی کشت».
بخشی از وصیت نامه فریدون فروغی:

بگویید بر گورم بنویسند :
زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت ، مهربان بود ولی مهر نورزید ، طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد، در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود ولی کسی به آن راه نیافت ، در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی دل به کسی نداد


خلاصه بنویسید زنده بودن را برای زندگی دوست داشت


نه زندگی را برای زنده بودن

آلبوم‌ها


تنگنا


آلبوم تک‌ترانه‌ای برای موسیقی فیلم تنگنا.
• ناشر: نامشخص.
• سال نشر: 1352.
• ترانه‌ها :
1. . تنگنا.

زندون دل
• ناشر: ترانه.
• سال نشر: 1353.
• ترانه‌ها :
1. . گرفتار
2. . هوای تازه
3. . خاک
4. . قاصدک
5. . قوزک پا
6. . تنگنا
7. . نیاز (نماز)
8. . ماهی خسته من
9. . زندون دل
10. . غم تنهایی
11. . دیوانه من
12. . آدمک
13. . همیشه غایب

یاران
• ناشر :
• سال انتشار: 1354.
سال قحطی
• ناشر :
• سال انتشار: 1356.

بت‌شکن
• ناشر:
• سال انتشار: 1357.
فریدون فروغی در آغازی نو
همچنین با عنوان دو تا چشم سیاه داری شناخته می‌شود.
• ناشر: ترانه.
• سال انتشار: 1358.
• ترانه‌ها :
1. . قریه
2. . سال قحطی
3. . حقّه
4. . دوتا چشم سیاه داری
5. . طلوع خونین
6. . طاهره
7. . شیاد
8. . تنگنا

فتنهء چکمه پوش
• ناشر: نامشخص.
• سال نشر:
• ترانه‌ها:
1. . پروانهٔ من
2. . فتنه چکمه پوش
3. . مرد غریب
4. . اشک حباب
5. . روسپی
6. . کوچه شهر دلم
7. . بت شکن
8. . یار دبستانی من
9. . دچار
10. . یا علی
11. . یاران
12. . چرا نه
اجرا: در سال 1351 برای فیلم فتنه چکمه پوش به کارگردانی همایون بهادران.(نویسنده سال اجرا و نام کارگردان فیلم: مسعود
ترانه‌شناسی
نام اثر، آهنگساز، ترانه سرا
• آدمک، تورج شعبانخانی، لعبت والا.
• پروانهٔ من، تورج شعبانخانی، لعبت والا.
• فریادرس، اسفندیار منفردزاده، فرهاد شیبانی.
• ماهی خسته، ویلیام خنو، ویلیام خنو.
• شیاد، فریدون فروغی، فرهنگ قاسمی.
• فتنهٔ چکمه پوش، حسین واثقی، مسعود هوشمند.
• قریه، فریدون فروغی، فریدون فروغی.
• یاران، فریدون فروغی، ایرج جنتی عطایی.
• هوای تازه، فریدون فروغی، فریدون فروغی.
• کوچهٔ شهر دل، کورش یغمایی، حسین نجفیان.
• طاهره، فریدون فروغی، طاهره قرة‌العین.
• سال قحطی، فریدون فروغی، مسعود امینی.
• مردن شاپرک‌ها، بابک افشار، (؟).
• حقه، فریدون فروغی، فرهنگ قاسمی.
• گرفتار، حمد شمس، فرهنگ قاسمی.
• خاک، فریدون فروغی، مسعود امینی.
• غم تنهایی، ویلیام خنو، آرش.
• زندون دل، ویلیام خنو، ویلیام خنو.
• نماز، اسفندیار منفردزاده، شهیار قنبری.
• مرد غریب، فریدون خشنود، (؟).
• دو تا چشم سیا، بیژن مفید، بیژن مفید.
• همیشه غایب، ویلیام خنو، شهیار قنبری.
• رزمندگان، برگرفته از آهنگی غربی، فرهنگ قاسمی.
• قوزک پا، فریدون فروغی، مسعود امینی.
• روسپی، جهان شمس، فرهنگ قاسمی.
• طلوع خونین، موسیقی فیلم جانی گیتار، فرهنگ قاسمی.
• یار دبستانی، منصور تهرانی، منصور تهرانی.
• اشک حباب، (؟)، (؟).
• خواب گل سرخ، قطعهٔ Let it be از گروه بیتلز، فرهنگ قاسمی
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 19:1  توسط Ali Reta  | 

عکس خنده دار از راگبی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 18:44  توسط Ali Reta  | 

گوش کردن ودانلود متال

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 18:35  توسط Ali Reta  | 

زندگینامه باتیستا

در ابتدا يک بيو گرافي کوتاه از Batista :




-نام رايج در کشتي کچ: باتيستا
-نام واقعي: David Bautista
-تاريخ تولد: 18 ژانويه ي 1969 مصادف با دي ماه 1348 شمسي.
-زادگاه: آرلينگتون ويرجينيا
-بزرگ شده در : واشنگتون دي سي
-قد:196 سانتي متر
-وزن:144 کيلوگرم
-آغاز ورود به عرصه ي کشتي: 1997
-مربي کشف کننده: Wild Samoan Afa
-القاب مختلف او در ليگهاي مختلف: Kahn (WXW)
Leviathan (OVW)
Demon of the Deep (OVW)
Deacon Batista (WWE)
David Batista (WWE)
-حرکت پاياني: باتيستا بامب ملقب به دمون بامب
-ديگر فنون: Spinebuster
Spear
Strong Clothesline
Doublehand Choke Lift
Elevated Half Crab
Elbow Face Stretch
Hammerlock and Arm Bar
-دشمنان او به ترتيب از سالهاي 2002 تا 2008 :
Rikishi
Randy Orton
Rev DVon
Scott Steiner
Booker T
Goldust
Chris Jericho
Shawn Michaels
The Dudley Boyz
Booker/RVD
Chris Benoit
Randy Orton
Ric Flair
Triple H
John Bradshaw Layfield
Melina Perez
Mark Henry
The Undertaker
The Great Khali
Edge
The Edgeheads
Montel Vontavious Porter
Umaga (WrestleMania 24)
Shawn Michaels
Edge
cm punk

----------------------------------------------


مقدمه:

ديويد باتيستا ستاره ي تکرار نشدني کشتي کچ جهان است که توانست از بدو ورودش در "دابليو دابليو اي" تمام علاقمندان رو مجذوب خودش کند.قدرت مثال زدني باتيستا و همچنين سرعت مناسب با اندامش از ويژه گي هاي بارز اين کشتي گير محسوب ميشد.زندگي سخت او در آغاز نوجواني هميشه يکي از موذلات او در زندگي بوده است.باتيستا به تبعيت از آن دوران در جواني هم نتوانست فرد مناسبي براي اجنماع باشد.او به هر ترتيب علاقه ي زيادي به ورزش داشت ولي عوامل مختلف مانع شروع ورزش او در جواني شد و مي توان وضع بد او در آغاز زندگي را مهمترين علت دير به شهرت رسيدن باتيستا دانست.
باتيستا در آغاز نوجواني فرزند حاصل از يک طلاق شد و بعد از آن به تنهايي مادر يوناني خود زندگي کرد .او تا سن 28 سالگي شغلهاي مختلفي را مانند غريق نجاتي و مامور امنيتي بودن را تجربه کرد سرانجام در يک برخورد اتفاقي با "ويلد سامون اي اف آ" مرد کهن کار کشتي ،عرصه ي ورود خود را به حرفه اي شدن پهن تر کرد.باتيستا با حضور در ليگهاي پايه ي کشتي کچ با درخشش خود خيلي سريع خود را با سيستم هاي فوقاني کشتي کچ آشنا ساخت و مقدمات حضور خود در ليگ جهاني "دابليو دابليو اي" را فراهم ساخت.
شايد اولين حضور او در اين سيسستم نظر مثبت کارشناسان را در رابطه با يک مرد آينده دار ،برانگيخت .و او با ورود خود آغوشي گرمتر از ريک فلير اسطوره تاريخي کشتي کچ نيافت.باتيستا با درخشش خود در مسابقات هفتگي و بعضا ماهانه تبديل به يکي از اعضاي گروه "تکامل" شد.
او در اين گروه نقش پررنگي را ايفا کرد تا جايي که بعضا قهرماني هاي طلايي را به کمک او ،سردسته ي گروه يعني ، تريپل اچ بدست آورد .به هرسان حضور 3 ساله ي او در گروه "تکامل" دير يا زود بايد خاتمه مي يافت.ولي بايد اعتراف کرد که ديويد خيلي زود توانست به يک ستاره ي مردمي تبديل شود .نکته اي که در اوايل سال 2005 با زدن فن زيباي اسپاين باستر به غول 220 کيليويي ،يعني ويسرا به اوج رسيد و ديگر شاهد يک باتيستاي منفور نبوديم.
باتيستا با محبوبيتي که بدست آورد توانست روز 3 آوريل 2005 را به يکي از بهترين روزهاي زندگي خود تبديل کند و جشن قهرماني سنگين وزن را در مقابل دوست قديمي و زخم خورده ،و در مقابل ديدگان هواداران بي شمارش ،بر پا کند.
باتيستا که ديگر به اولين چهره ي مطرح کمپاني تبديل شده بود ،موفق شد قهرماني خود را تا اواخر سال 2005در مقابل ستاره هاي بزرگي حفظ کند وبعد از آن هم تنها يک واقعه اي ناگوار که ناشي از مصدوميت 3 سر بازوي او بود ،توانست جلوي وي قد الم کند و قهرماني را از او بربايد.به اين ترتيب او 6 ماه از زندگي را به سختي و دور از رينگ گذراند و به جرات مي توان گفت که با بازگشتش نتوانست ،نمايشي از باتيستاي سابق به اجرا بگذارد.ولي او باز هم پله پله به روز هاي اوج خود نزديک شد و بيشتر مسابقات پيش رويش را با موفقيت نسبي گذراند و صحنه هايي زيبا از رقابت هاي جذاب خودش با دوست خود و ستاره ي افسانه اي کمپاني يعني تيکر کبير به جاي گذاشت .شايد کليد رمز شکست دادن تيکري که در اوج محبوبيتي و مثبت بودن قرار دارد فقط در دستان ستاره هاي بزرگي مانند استون کلد باشد ولي باتيستا هم نشان داد که کمي از آن ستاره ها ندارد و با اينکه تجربه کمتري نسبت به آنها داشت توانست 28 اکتبر 2007 در ميان تشويق هوادارانش آندرتيکر را شکست دهد.
باتيستا که در باشگاه اسمکداون هميشه يکي از مين اونترهاي اصلي بود ،در سال 2008 به خواسته ي مسئولان به براند اصلي يعني راو نقل مکان کرد و تا چند روز ديگر هم بايد بخت خود را براي قهرمان شدن در "گرت آمريکن بش" بيازمايد.

زندگينامه:

او در 18 ژانويه 1969 در ويرجينيا ديده به جهان گشود و يک سال داشت که توسط خانواده به شهر واشنگتن دي سي نقل مکان کرد .و در آنجا رشد و پرورش يافت.
حضور منزل آنها در يکي از پايين تر نقاط شهر که در آنجا بزه بيداد مي کرد ، زندگي عادي او را در هاله اي از ابهام قرار داد .طوري که در او در آغاز نوجواني راه سختي براي کسب در آمد پيش روي خود مي ديد و به ناچار بعضا به کارهاي اشتباهي دست مي زد که آتشي بر دامنه ي بزهکاري او مي زد.
باتيستا در بدو نوجواني خود با طلاق پدر و مادرش روبرو شد و به ناچار از آن پس به تنهايي با مادر خود گذران عمر کرد.باتيستا که تا قبل از اين حادثه هم به دليل شغل ... پدرش بويي از احساس پدرانه نبرده بود خيلي زود توانست استقلال خودش را پيدا کند .
او در ابتدا در يک کاواره ي کلاسيک مشغول به کار شد و بعد از مدتي توانست در آنجا مامور سرکوب اخلا لگريها شود و بعد از آن هم در چند نمايشگاه و ديسکو مامور امنيتي شد.
او که همراه با اين کار سخت به دنبال ورزش بدنسازي بود ،به علت اندام متناسب خود در واشنگتن محافظ يک ريسس شرکت توليد الياف صنعتي شد .
او وقتي 28 سال داشت در يک نمايش پرورش اندام در Minneapolis با "رود واريور انيمال" و " Curt Hennig" ملاقات کرد و آنها که پي به استعداد و اندام متناسب او و همچنين چهره ي فتوژنيکش براي کشتي کچ کار شدن،بردند او را به "دابيلو سي دابليو پاور پلنت" تبديل کردند.
باتيستا به گفته ي خودش در ابتدا از وضع خود ناراضي بوده و خود را در آن مقطع مناسب همان بدنسازي مي دانست .پس بهترين کار را بر هم زدن قرار داد خود با آنها ديد.
سپس باتيستا با علاقه ي زياد در باشگاه"سامون وايلد" ثبت نام کرد و زير نظر مستقيم او به تمرين پرداخت.
بعد از مدت کم يک ماه "وايلد" او را در در ليگ اختصاصي خود يعني WXW که يکي از زير شاخه هاي WWF بود.وارد کرد و در اکتبر سال 1999 نام مستعار Khan را براي او برگزيد .او در 30 اکتبر همان سال در يکي از مهمترين مسابقات خود به مصاف "ساتون جو" رفت که آن مسابقه را با موفقيت پيش رو گذاشت.
باتيستا با پيشرفت خود WWF را مجاب ساخت تا با او قرار داد ببندد و اين اتفاق در فوريه ي 2000 صورت گرفت.اما ديري نپاييد که اين قرار داد فسخ شد و مهمترين دليل آن ،عدم ميدان دادن به ديويد بود .او در آن مقطع حتي در دارک مچ ها هم حضور نداشت.

حضور در Ohio Valley Wrestling :

او در تابستان همان سال به وسيله ي Jim Cornettes به سيستم Ohio Valley Wrestling در Louisville منتقل شد .او در اين ليگ نام مستعار Leviathan را براي خود برگزيد .بعد از چند مدت او به گروه مشهور Disciples of Synn پيوست و سر انجام در اولين حضور تلوزيوني خود را در OVW به تاريخ 15 جولاي تجربه کرد .او براي پيشرفت خودش به عضويت گروه Synn پيوست.



او در 13 دسامبر 2000 در يکي از دارک مچ هاي کمپاني WWF به مصاف کين رفت که در آنجا از او شکست خورد.
Leviathan در 24 اکتبر 2001 در يکي از شوهاي ovw توانست سوپراستار نسبتا مطرح WWF يعني وال وينس را شکست دهد.
او در 28 نوامبر همان سال در يک مسابقه ي مهم در شهر جفرسون توانست با شکست "داگ بشم" به اولين افتخار ورزشي خود يعني بدست آوردن کمربند سنگين وزن "او وي دابليو" نائل آيد.و چندي بعد از آن هم در مقابل دي ال براون توانست کمربندو خود را حفظ کند.
Synn که تا آن مقطع باتيستا را عضو گروه خود مي ديد ،با قهرماني او متوجه موضوعي مبني بر جدايي Leviathan شد .تا جايي که وقتي Leviathan کمربند خود را به The Prototype يا همون جان سيناي فعلي
واگذار کرد(البته گفته مي شه باتيستا اين مسابقه رو به صورت ناعادلانه واگذار کرد) زمزمه هاي خود مختاري باتيستا نسبت Synn قوت گرفت و Synn هم با علام اينکه Leviathan ديگر عضو گروه ما نيست ،او را آزاد گذاشت و باتيستا هم از طريق دوست صميمي Synn يعني ديوان دادلي ،يکبار ديگر به "دابلو دابليو اي" آمد.
(قبل از اينکه اتفاقات رخ داده براي او دابليو دابيلو اي رو شرح بدم بايد به اين نکته اشاره کنم که باتيستا در مدت زمان حضورش در OVW موقف به شکست استارهاي بزرگي همچون براک لسنر ،جان سينا، شين اوهير و رندي ارتن شده بود و واقعا يکي قدرت مطرح در اين سيستم بود)

حضور در WWE :

اما اين بار باتيستا با قدرتي متفاوت نسبت به قبل وارد دابليو دابليو اي شد.باتيستا با ورود به آنجا نام خود به Deacon Batista تغيير داد،که با چهره اي بي مو و زنجير به گردن وارد رينگ مي شد.ولي اين شخصيت دوام زيادي نياورد .



باتيستا که در بدو ورودش به دابليو دابليو اي در اسمکداون حضور داشت در تاريخ 9 مي 2002به همراه دي ون دادلي به مصاف تيم"ران سيمونز"و"رندي ارتن" رفتند که در اين مسابقه موفق به برتري شدند.
در 29 آگوست 2002 باتيستا به منيجري دادلي در يک رقابت با "سينا" و "ريکيشي" شرکت کرد که در آنجا عالي کرد و هر دو استار را کتک زد ولي چون به دستورات دي وان دادلي عمل نکرد ،او وارد رينگ شد و با نگاه خشونت آميز چانه ي باتيستا را در دست گرفت و باتيستا که بسيار عصباني بود يک اسپاين باستر وحشتناک به دي وان زد و بعد هم رينگ را ترک کرد و مقدمه اي بر ايجاد يک درگيري با ديوان دادلي فراهم آمد.
در هفته ي بعد يعني 5 سپتامبر 2002 باتيستا در اسمکداون براي تصويه حساب شخصي با ديوان با او رقابت کرد که در پايان موفق شد با اجراي يک پاوربامب زيبا او را شکست دهد.
چندي بعد در بک استيج اسمکداوني که در آن نقل و انتقالات مشخص مي شد به دي وان حمله کرد و او را به شدت کتک زد و بعد هم به طور کامل از او جدا شد و به براند راو منتقل شد و در آنجا نام خودش "ديو باتيستا"گذاشت.حضور باتيستا در راو دوره ي جديدي براي او بود.
Dave در 4نوامبر 2002 اولين مسابقه هاش را در راو برابر Justin Credible انجام داد که با قاطعيت حريف خودش را له کرد.او در هفته ي بعد هم "دي لو براون" را به طرز فجيعي کتک زد.
باتيستا که در آن مقطع فوق العاده خشن و قدرتمند بود خيلي زود توانست درگيريهايش را با استار هاي بزرگ همچون کين ايجاد کنداو در راو 25 نوامبر در مسابقه اي که بين کين و ريک فلير انجام ميشد،به کمک ريک آمد و همين باعث شد کين شکست بخورد.
و در هفته ي بعد از اين اتفاق باتيستا به مصاف کين رفت که باتيستا باز هم با کمک ريک فلير مسابقه را برد.دوستي باتيستا و ريک فلير در حال مستحکم شدن بود،به طوريکه 2 دسامبر 2002 باتيستا با کمکهاي فلير موفق به شکست "هاري کين" شد.و بعد از آن مسابقه هم کين وارد شد و باتيستا رو زد..وهمين قضايا منجربه تدارک مسابقه ي بين باتيستا و کين در آرماگدون 2002 شد.
Dave در 15 دسامبر در اولين "پي پر ويوي" دوران حضور خود در دابليو دابليو اي شرکت کرد و با يک نمايش نسبتا خوب موفق شد با يک باتيستا بامب کين قدرتمند را شکست دهد.البته اين برد با کمک نسبي ريک فلير صورت گرفت ولي تا به آن زمان کمتر کسي موفق شده بود که به کين آنطور پاور بامب بزند و باتيستا به اين مهم دست يافت.
شب بعد از اين مسابقه باتيستا که تا آن زمان هيچ باختي را در دابليو دابليو اي تجربه نکرد در يک مسابقه ي هنديکپ مچ به مصاف تيم"راب ون دام" و "کين" رفت که در آنجا کمتر از مدت زمان 3 دقيقه بازي را واگذار کرد.
باتيستا در رويال رامبل 2003 به عنوان نفر 28 وارد رينگ شد و توانست نمايش زيبايي از خود به جاي بگذارد و در طول مسابقه بارها براک لسنر را زد و يک اسپاين باستر زيبا هم به آندرتيکر زد و جزء 3 نفر آخر رينگ شد که در نوع خود ستودني است.
در 20 ژانويه 2003 باتيستا در راو به مصاف اسکات استاينر رفت و در اين مسابقه در آستانه ي باخت قرار داشت ولي ناگهان گروه اوولوشن به کمک او آمدند .دخالت اين گروه که شامل "فلير" و "رندي ارتن" و "تريپل اچ" بود باعث شد اين مسابقه از سوي داور DQ بشه .بعد از اين مسابقه گروه اوولوشن به همراه باتيستا به شدت استاينر را کتک زدند.و بعد ها هم کمکهاي باتيستا به اين گروه موجب شد که وي هم به اين گروه پرآوارزه بپيوندد.
در 27 ژانويه باتيستا به همراه تريپل اچ به مصاف تيم RVD و کين رفتند و در آن مسابقه موفق به پيروزي شدند و بعد از آن مسابقه باتيستا ماسک کين را پاره کرد ولي به هر ترتيب صورت کين پنهان ماند.
در 2 فوريه باتيستا در يک "لايو اونت"براي اولين بار در "دابليودابليواي"با براک لسنر مسابقه داد ولي اين مسابقه بي نتيجه ماند.
تا چند هفته بعد باتيستا در هر هفته با يکي از اعضاي اوولوشن به مصاف تيم بوکر تي و استاينر رفتند که در بيشتر مواقع در شکست خوردند.
باتيستا در 1 مارچ همان سال در يک "لايو اونت" توسط دادلي بويز مصدوم شد و تا مدتي از ميادين دور بود.
-باتيستا در مي 2003 در يک اتفاق جالب ،وقتي در حال بازي کردن با همسر و دخترش بود به زمين خورد و دوباره عضله ي 3 سر بازويش مصدوم شد و باز هم مدت برگشت او به رينگ به تعويق افتاد.
-در 11 جولاي 2003 باتيستا توسط مربي سابق خود يعني "وايلد سامون" در يک رويداد وي‍ژه مخصوص اولين باشگاه تمرينيش يعني WXW دعوت شد و در آنجا در غالب يک چهره ي مثبت ،در يک مسابقه به کمک Tito Santana/Virgil/Samu رفت.

دوران بعد از مصدوميت:

ظاهرا کمپاني WWE باتيستا را بهترين فرد براي آسيب رساندن به مرد افسانه اي کشتي يعني بيل گلدبرگ مي دانست.پس يکي از تصميمات سناريو نويسان ،بعد از بازگشت باتيستا ،درگير کردن وي با گلدبرگ بود.بر همين اساس باتيستا در 20 اکتبر 2003 بعد از مدتها دوري از کمپاني در مسابقه اي که بين "گلدبرگ" و "شاون مايکلز" برگزار شده بود رقابت کرد و باعث شد آن مسابقه بدون نتيجه بماند و بعد از مسابقه گلدبرگ و باتيستا به شدت با هم درگير شدند.دو هفته بعد از اين ماجرا باتيستا در يک مسابقه ي تک به تک برابر گلدبرگ قرار گرفت که آن مسابقه با دخالت دوست باتيستا ،يعني تريپل اچ DQ شد.چندي عد هم باتيستا با ضربه ي سنگيني که به پاي گلدبرگ زد باعث شد پاي به شدت آسيب ببيند.
در سوروايور 2003 شاون مايکلز در حالي که در آستانه به پيروزي رساندن تيم استن کلد بود،ناگهان باتيستا را از ميان تماشاچيان در مقابل ديدگانش ديد و باتيستا هم يک پاوربامب فوق العاده سنگين به "مايکلز" زد و تيم استن کلد با پين شدن مايکلز توسط رندي باخت. و همين بهترين فرصت براي ايجاد يک رقابت بين باتيستا و "شاون مايکلز"بود و سرانجام اين دو در "پي پر ويو"ي آرماگددون در مقابل هم قرار گرفتند که در آنجا باتيستا با يک "سوئيت چين ميوزيک"غافلگير کننده مسابقه را باخت.اما اين پايان کار براي باتيستا در آرماگددون نبود و او به همراه ريک فلير در اواسط اين مسابقات يک تيم تشکيل دادند و به دستور جنرال منيجر راو "اريک بشاف" ،به مصاف دادلي بويزي رفته بودند که بسيار خسته از مسابقات قبليشان بودند و در آنجا بود که باتيستا با زدن يک باتيستا بامب به دي وان دادلي توانست اولين کمربند دوران خود در دابليودابليواي،يعني کمربند دونفره ي جهان را کسب کنند .همچنين باتيستا در مسابقه ي مين اونت که بين کين و تريپل اچ و گلدبرگ بود دخالت کرد و با کمک مستقيم او اين تريپل اچ بود که عنوان قهرماني را ازان خود کرد.
در رويال رامبل 2004 باتيستا به همراه ريک فلير،مجددا به مصاف تيم دادلي بويز رفتند.اين مسابقه که از نوع"ميز" بود به سود تيم باتيستا و ريک فلير خاتمه يافت و آنها توانستند کمربند خود را مصون بدارند.
در 2 فوريه ي 2004 ريک و Dave توانستند در مقابل جريکو و کريستين از عنوان خود دفاع کنند.اما در هفته ي بعد از اين مسابقه باتيستا به همراه ريک با اسپلشي که از راب ون دام دريافت کرد کمربند خود را به تيم "بوکر تي" و "راب ون دام" واگذار کردند.در هفته ي بعد از اين ماجرا باتيستا در مقابل کريس بنواي آماده قرار گرفت که اين مسابقه را باخت .
باتيستا در رسلمينيا 20 هم حضور داشت و در آنجا به همراه "ارتن" و "فلير" به مصاف "فولي" و "راک" رفتند .در آنجا باتيستا يک باتيستا بامب به يادماندني به راک زد و در نهايت تيم اوولوشن با "آر کي او" ي ک هتوسط رندي به فولي زده شد فاتح رينگ شدند.
در 22 مارچ 2004 باتيستا و ريک فلير در يک مسابقه ي هفتگي صاحبان کمربند تيمي جهان يعني بوکر تي و RVD را شکست دادند و براي دومين بار قهرمان اين کمربند شدند.ولي اين کمربند را در 17 مي به ادج و قهرمان سنگين وزن کريس بنوا واگذار کردند.اين مسابقه را باتيستا با خودن يک اسپير از ادج باخت.بعد از آن باتيستا چند بار ديگر به همراه رندي ارتن شانس خود را براي دوباره بدست آوردن آن کمربند امتحان کرد ولي موفق نبود.باتيستا در بد بلود 2004 به شدت ميون کتک زد و آن مسابقه را با برتري پشت سر گذاشت.
-در 9 جولاي باتيستا باز هم در يکي از شوهاي سيستم WxW شرکت کرد ودر مراسمي جالب به پاس خدمات "وايلد سامون" دست او را بوسيد.
باتيستا در ونجنس 2004 موفق به شکست کريس جريکو شد.
در سامراسلم 2004 باتيستا در يک مسابقه ي سه نفره که بين او و ادج و کريس جريکوبر سر کمربند بين قاره اي بود ،شرکت کرد ولي موفق به پيروزي نشد و ادج از کمربندو خود در آن مسابقه حفاظت کرد.
در سامراسلم2004 باتيستا و تريپل اچ که براي تبريک به رندي ارتن بعد از پيروزيش وارد رينگ شده بودن در آخر با او در گير شدن و باتيستا و تريپل اچ ،جنگ جديدي را با او آغاز کردند.بعدا در يکي از مسابقات هفتگي باتيستا بدون هيچ ناحقي توانست رندي را شکست دهد و بعد از آن مسابقه ريک از رندي خواست تا دوباره به گروه بپيوندد ولي جواب او در پاسخ به ريک آب دهان بود.
باتيستا تا 27 دسامبر 2004 به خاطر سبک مسابقات زيبايش و دلايل مختلف ديگر ،تمام زمينه ها را براي برداشتن يک گام بزرگ به سوي موفقيت طلايي در "دابليو دابليو اي"فراهم کرده بود تا آن روز که به اميدچلنج شدن براي مسابقه دادن سر کمربند سنگين وزن بايد به مصاف راينوي باتجربه مي رفت.او در اين مسابقه که از نوع "Beat The Clock" بود در مدت زما ن3:23 ثانيه موفق به شکست راينو شد و يکي از6 مرد مسابقه ي الميشن چمبر در پي پي ويوي "نيو يرز روولوشن " شد.در 9 ژانويه 2005 اين مسابقه انجام شد و باتيستا يک عملکرد خيره کنند در اين مسابقه از خود به جاي گذاشت و بارها در آنجا براي "تريپل اچ" فداکاري کرد و همچنين موفق شد کريس جريکو و کريس بنوا را حذف کند و در نهايت با کمک او بود که تريپل اچ موفق شد يازدهمين بار عنوان قهرماني جهان را کسب کند.
باتيستا تا آن زمان علاوه برشخصيت منفي که داشت ولي محبوبيت زيادي در بين مردم بدست آورده بود که در نوع خود قابل تحسين بود.
او در 10 ژانويه همان سال توانست در يک مسابقه ي هنديکپ گروه لاريزتانس را شکست دهد و جواز حضور در رويال رامبل 2005 را کسب کند.



6 روز بعد او به عنوان نفر 28 مسابقه ي رويال وارد رينگ شد و در آنجا بسيار عالي کرد و در نهايت موفق شد با زدن يک اسپاين باستر به جان سينا او را از رينگ به بيرون هدايت کند و
به بزرگترين افتخار ورزشي خودت تا آن زمان يعني قهرماني رويال رامبل نائل گردد.



باتيستا يک روز بعد در راو بايد يک کمربند را از بين کمربندهاي سنگين وزن و "دابيلو دابيلو چمپيون" که صاحبش "جي بي ال" بود،انتخاب مي کرد. ولي با صحبتهايي که بين او و تريپل اچ انجام شد اين انتخاب به تعويق افتاد.باتيستا در مسابقات هفتگي چند بار به ليموزين "جي بي ال" حمله کرد و همه چيز حاکي از آن بود که باتيستا رقيبش را در رسلمينيا "جي بي ال" انتخاب کند.حتي در نو وي اوت 2005 در آخر مسابقه ي "جي بي اْل" و "بيگ شو"از بيگ شو دفاع کرد و "جي بي ال" هم از دست او فرار کرد.
يک روز بعد از نو وي اوت در يکي از مسابقات راو تريپل اچ و ريک فلير را در بک استيج نشان دادند که آنها داشتند در مورد انتخاب باتيستا و گول زدن او بحث مي کردند و ناگهان تصوير بيرون اتاق را نشان داد که در آنجا باتيستا مخفيانه به حرفهاي آنها گوش ميداد و ظاهرا باتيستا هم به افکار پليد تريپل اچ پي برده بود.آنجا بود که شک و شبهه هاي زيادي بر سر انتخاب باتيستا در جريان افتاد.
از قضا در همان شب باتيستا بايد يک از براندهاي "دابليو دابليو اي" را براي خود بر مي گزيد تا در رسلمينيا 2005 در يکي از آن براندها شانس خود را براي تصاحب کمربند امتحان کند ،اين در حالي بود که جنرال منيجر 2 انتخاب براي او گذاشته بود:1 –ترک باشگاه راو و مسابقه دادن با "جي بي ال" در رسلمينيا 2-ماندن در راو و مسابقه دادن با دوست خود "تريپل اچ".
باتيستا از بين آنها مورد دوم را انتخاب کرد و در آنجا بعد از سه سال بنياد اوولوشن را آتش زد و با يک پاوربامبي که به تريپل اچ بر روي ميز زد نشان داد که براي قدرت طلبي تراز اول جهان آماده است.
و بالاخره 3 اوريل 2005 و بزرگترين رويداد تاريخي کشتي کچ جهان فرا رسيد و باتيستا و تريپل اچ در مقابل هم صف آرايي کردند.در اين مسابقه علي رغم دخالتهاي زياد ريک فلير در نهايت باتيستا موفق شد با يک "باتيستا بامب" تاريخي و زيبا ،دوست قديمي خودش را پينفال کند و قهرماني خود را در لاس وگاس جشن بگيريد.



ولي اين پايان ماجرا نبود و در 18 آوريل مقرر شد باتيستا و تريپل اچ در پي پر ويوي ريمچها ،يعني بکلش بايد براي بار دوم به مصاف هم برورند.در 1 مارچ باتيستا دوباره توانست از عنوان خود ،با يک باتيستا بامب محکم که از گوشه ي رينگ به تريپل اچ زده شد،از عنوان خود دفاع کند.
در 16 مي 2005 باتيستا با کمکي که به ريک فلير در مسابقه اش که با کريستين و تومکو بود، دوستي موقتي با او بر قرار کرد.ولي اين دوستي يک هفته بيشتر دوام نياورد و ريک باز ضربه اي که از پشت به باتيستا زد آن را به هم زد.بعد آن ضربه هم تريپل اچ وارد شد و با پتک، ضربه ي بدي به باتيستا .همين قضايا باعث شد در هفته ي بعد مسابقه ي سوم بين باتيستا و تريپل اچ در پي پر ويوي ونجنس تدارک ديده شود ولي اين بار اين مسابقه از نوع قفس يا Hell In A Cell بود.در 26 ژوئن اين مسابقه برگزار شد و در يکي از خشن ترين مسابقاتي که به جرات مي شه گفت که در چند سال اخير روي نداده بود ،باتيستا توانست براي بار سوم ،مرد هميشه پيروز در HIAC را شکست دهد و قدرت مطلق را به او ديکته کند.



4 روز بعد از اين مسابقه هم باتيستا به اسمکداون درافت شد و رقابت اين دو هم با پيروزي محض باتيستا پايان يافت.

حضور در اسمکداون:

در 30 ژوئن 2005 "جي بي ال "با شکست آندرتيکر-محمد حسن-بوکر تي-کريس بنوا و کريستين جواز مسابقه بر سر کمربند "دابليودابليو اي"را در گرت آمريکن بش گرفت ولي در همانجا اعلام شد ،باتيستا به اسمکداون درافت شده و جي بي ال بايد با او رقابت کند.
باتيستا در اولين مسابقه ي خود در اسمکداون به مصاف کريسيتن رفت که موفق شد در زمان 5 دقيقه حريف خودش را شکست دهد.
در 24 جولاي باتيستا و جي بي ال در گرت آمريکن بش مقابل هم صف آرايي کردند.در اين مسابقه دخالتهاي ارلاندو جردن باعث عصبانيت باتيستا شده بود ،به طوريکه وقتي باتيستا صندلي را از جردن گرفت ،جي بي ال و اورلاندو جردن را با صندلي زد و داور هم به ناچار مسابقه را دي کيو اعلام کرد ولي باتيستا همچنان قهرمان ماند و در آخر هم باتيستا به هرکدام از آنها يک باتيستا بامب زد.
در 4 آگوست 2005 بين باتيستا و جي بي ال قرار داد يک مسابقه ي No Holds Barred در سامراسلم 2005 بسته شد.



وبالاخره در25 آگوست باتيستا در سامراسلم با اجراي دو فينيشر که يکي از آنها بر روي سکو زده شد ،جي بي ال را شکست داد و کمربند خود را حفظ کرد.ولي اين پايان کار بين اين دو نبود و در اسمکداون 25 آگوست 2005 اين دو در غالب يک مسابقه Bull Rope Match با هم رويارويي کردند که در آنجا باز هم باتيستا موفق شد براي بار دوم جي بي ال را شکست دهد.
در 16 سپتامبر تئودرلانگ جنرال منيجر وقت،ادي گوئررو را به عنوان حريف بعدي باتيستا در نو مرسي معرفي کرد.اين در حالي بود که باتيستا و ادي در آن مقطع دو دوست بسيار صميمي تلقي مي شدند.سپس باتيستا در نومرسي 2005 در مقابل ادي گوئررو قرار گرفت که در آنجا هم با يک اسپاين باستر سريع فاتح رينگ شد.بعد از اين مسابقه هم ادي يک دست معني دار با باتيستا داد.
در 31 سپتامبر در يکي از مسابقات راو باتيستا به دستور مستر مکمن به جاي استون کلد ،رقيب کوچمن و گلداست و لجند دابليودابليواي يعني "بيگ ون واندر" در مسابقه ي ويژه ي تابو توزدي 2005 شد و بعد از اين اعلام هم ،گروه کوچمن باتيستا در رينگ به شدت کتک زدند.ولي باتيستا شب بعد درتابو توزدي انتقام خود را از دار دسته ي کوچمن گرفت و در يک مسابقه ي "استريت فايت" آنها را شکست داد.
در 18 نوامبر 2005 باتيستا به پاس احترام به مرگ دوست صميميش ادي،با آهنگ ورودي و اتوميبيل معروفش وارد رينگ شد و مراسم جالبي را پديد آورد.
چندي بعد باتيستا رقابت جديدي با کين و بيگ شو که در راو حضور داشتند ،شروع کرد و در يکي از مسابقات هفتگي باتيستا با دابل چاکسلمي که از آن بر روي ماشين خورد به شدت آسيب ديد ولي اسيب ديدگي او چند روز بعد برطرف شد وباتيستا با کتف باندا‍ژ شده در مسابقات حاضر مي شد..اين درگيريها تا سوروايور 2005 ادامه پيدا کرد .در آنجا باتيستا به عنوان کاپيتان تيم اسمکداون موفق شد کين را پينفال کند ولي بعد از آن باز هم از کين و بيگشو به صورت ناعادلانه اي "دابل چاک اسلم" خورد.تيم اسمکداون در آن مسابقه شامل لشلي،مستريو،ارتن و جي بي ال نيز مي شد.و در نهايت هم اين اسمکداون بود که مسابقه را با برد پشت سر گذاشت.
در دو دسامبر 2005 وقتي کين و بيگ شو در حال کتک زدن ري مستريو بودن باتيستا وارد شد و به ري کمک کرد.و بعد از اين اتفاق بود که تا هفته ها ،باتيستا و ري مستريو تيم خوبي را تشکيل داده بودند.
چندي بعد رابطه ي عاطفي باتيستا و ملينا در حال شکل گيري بود.(گفته مي شد باتيستا خارج از دنياي رينگ علاقه ي زيادي نسبت به ملينا پيدا کرده بود و در يکي از مصاحبه هاي خودش را عاشق ملينا دانسته بود و ملينا را عاشق او .اين در حالي بود که باتيستا اعلام کرده بود که اگر من و ملينا متاهل نبوديم ،قطعا در آينده زوج خوبي براي يکديگر بوديم ولي تمايلات هر دوي ما مخالف عميق تر شدن رابطه ي بين ما بود و هر دوي ما از اين موضوع رضايت داشتيم.موضوعي که اگر عميق تر مي شد براي هر دوي ما دردسر آفرين بود)
در 16 دسامبر مسابقه اي بين تيم باتيستا و ري با تيم MNM که ملينا يکي از اعضاي آن بود ،بر سر کمربند تگ تيم WWEتدارک ديده شد.قبل از آن مسابقه باتيستا و ملينا در بک استيج نشان داده شدند که در آنجا ملينا محبت خود را نسبت به باتيستا ابراز داشت و ادامه داد که من تو مي تونيم دوستهاي خوبي براي هم باشيم،پس بيا اين مسابقه رو لغو کنيم و در آنجا خواست تا باتيستا را لمس کند ولي باتيستا با جمله ي "Thanks for the warm-up!" آنجا را ترک کرد.
و در آن مسابقه باتيستا و ري موفق به برتري شدند و توانستند قهرمانان جديد تيمي WWE باشند.
در 30 دسامبر 2005 ملينا اعلام کرد که باتيستا او را مورد حمله ي جنسي قرار داد است ولي اين حرف توسط مردم و يک ههته بعد توسط خود باتيستا رد شد.ودر مين اونت آن هفته ي اسمکداون باتيستا و ري دوباره به مصاف "مرکوري" و "جاني نايترو" رفتند که در آنجا که در يک مسابقه ناعادلانه کمربند تگ تيم"دابليودابليواي" را به آنه واگذار کردند.و بعد از آن مسابقه مارک هنري به شدت باتيستا را زد و اولين خط و نشان را براي پايان دادن به سلطنت 9 ماهه ي باتيستا ،کشيد.
در ششمين روز از کريسمس 2006 باتيستا و ری در مين اونت اسمکداون برای سومین باردر مقابل MNM در يک مسابقه ي استيل کيج قرار گرفت و در حالي که در آستانه ي پيروزي قرار داشت ناگهان مارک هنري در قفس را شکست و وارد رينگ شدواز پشت به باتيستا حمله کرد و بعد هم به طرز فجيعي او را به ديواره ي قفس کوبيد.دو روز بعد در يک "لايو اونت" مارک هنري و باتيستا به مصاف هم رفتند که در آنجا باتيستا تونست با قانون دي کيو مسابقه رو ببره و کمربند خود را حفظ کند ولي بعد از آن باتيستا به شدت از ناحيه سه سر بازو (پشت بازو) دچار پارگي شد.باتيستا در 13 ‍ژانويه ي 2006 در يک مراسم جالب در ميان اشک هواداران بي شمارش در اسمکداون رسما کمربند خود را به تئودر لانگ واگذار کرد و چند ماه از مسابقات دوري جست.
دو روز بعد باتيستا براي عمل جراحي بر روي دست راستش به شهر بيرمنگام انگلستان،سفر کرد تا در آنجا توسط دکتر "جفري داگسون"معالجه شود و بعد از جراحي دکتر اعلام کرد که باتيستا به مدت 6 ماه نمي تواند در هيچ مسابقه اي شرکت کند.باتيستا در کتابش از اين مصدوميت به عنوان يکي از دلخراش ترين حوادث زندگيش ياد مي کند که در ادامه به نکاتي که در کتاب باتيستا است ،هم اشاره خواهيم کرد.اين سومين بار بود که باتيستا در طول دوران ورزشيش از ناحيه ي سه سر بازويش آسيب مي ديد.
همچنين از عواقب غيبت چند ماهه ي باتيستا در اسمکداون رکود 5 درصدي فروش بليطهاي اسمکداون و همچنين کاهش جذابيت هاي اين براند بود.
Dave در نو وي اوت 2006 در ميان خوشحالي بي حد حضار ورزشگاه به عنوان مهمان وي‍ژه وارد شد و قول برگشت خود و تصاحب دوباره کمربند از دست رفته را به همه داد.

Batista The Return

باتيستا بعد مدت عديدي که از مسابقات دور بود سرانجام اعلام کرد که در ماه جولاي به مسابقات بازخواهد گشت .باتيستا با انگيزه ي بالاي خودش موفق شد يک ماه زودتر از تخمين دکترش به ميادين برگردد.و سر انجام در 7 جولاي ،باتيستاتوسط مجري اسمکداون معرفي شد و آهنگ I Walk Alone زده شد و باتيستا در ميان شور تماشچيان وارد رينگ شد و ميکروفن را دست گرفت و مارک هنري را با خشم خطاب کرد و بعد از ورود مارک هنري،باتيستا او را با عصبانيت تمام کتک زد و با صندلي به جانش افتاد.يک هفته بعد هم توسط تئودر لانگ قرار داد مسابقه ي بين اين دو در گرت آمريکن بش امضا شد ودر آن مسابقه فرد پيروز مي توانست در سامراسلم به مصاف قهرمان سنگين وزن جهان رود. ولي يک هفته قبل از گرت آمريکن بش اعلام شد مارک هنري نمي تواند در مقابل باتيستا مسابقه دهد و به جاي وي مستر کندي انتخاب شد.و در گرت آمرين بش 2006 باتيستا به شدت کندي را زد و داور که نمي تواست مانع باتيستا را شود،مسابقه را دي کيو اعلام کرد و بعد هم باتيستا باز هم به جان کندي نگون بخت افتاد.



باتيستا در 1 آگوست در"اي سي دابليو" در مقابل بيگ شو قرار گرفت که توانست با قانون DQ مسابقه رو ببرد ،به همين علت بيگ شو کمربند خود را (ECW) حفظ کرد.



در 11 آگوست باتيستا به همراه بابي لشلي در مقابل تيم "فينلي و ويليام ريگلند که در آن مسابقه موفق به پيروزي شدند..بعد از آن مسابقه کينگ بوکر که از کنار رينگ مسابقه را دنبال مي کرد بارها دخالت کرد .در هفته ي بعد هم کينگ بوکر از باتيستا دخواست کرد که پاي او را بوس کند و لي باتيستا در جواب به اين درخواست او را به شدت کتک زد و سر انجام در سامراسلم 2006 مقابل باتيستا قرار گرفت که در پايان يک مسابقه ي بسيار بي روح وکم کيفيت باتيستا نتوانست کمربند سنگين وزن را تصاحب کند.البته اين مسابقه با دخالت "شارمل" با قانون DQ به سود باتيستا خاتمه يافت.بعد از سامراسلم هم باتيستا بارها اقدام به تصاحب کمربند کرد ولي باز هم دخالت هاي اطرافيان کينگ بوکر مانع اين کار شد.تا اينکه باتيستا در يکي از مسابقات هفتگي براي مسابقه دادن بر سرکمربند سنگين وزن در سوروايور 2006 چلنج شد و در 26 نوامبر در سوراوايور موفق شد با يک باتيستا بامب زيبا دوباره کمربند خودش را بدست آورد.در آرماگددون 2006 هم باتيستا به همراه قهرمان "دابليودابليواي"يعني جان سينا در مقابل تيم کينگ بوکر و "فيت فينلي"قرار گرفت که در آنجا تيم باتيستا و جان سينا موفق به پيروزي شدند.
در رويال رامبل 2007 باتيستا موفق به شکست مستر کندي شد و کمربند خود را حفظ کرد و در مسابقه ي اصلي رويال هم اين آندرتيکر بود که توانست آخرين نفر در رينگ باشد و جواز مسابقه بر سر يکي از کمربندها را در رسلمينيا 23 کسب کند و به اين ترتيب تيکر اولين زنگ خطر را براي باتيستا زد.
در 5 فوريه ي 2007 آندرتيکر از بين باتيستا (قهرمان سنگين وزن)،جان سينا(قهرمان دابليو دابليو اي)و بابي لشلي (قهرمان ECW ) باتيستا را براي مسابقه دادن در رسلمينيا انتخاب کرد و اين انتخاب را با يک چاک اسلم برق آسا به باتيستا ديکته کرد.
در نو وي اوت 2007 يک مسابقه بين بهترينهاي راو و اسمکداون ،يعني باتيستا و تيکر (از اسمکداون) و سينا و مايکلز(از راو) تدارک ديده شد.اين مسابقه تا جايي پيشرفت که باتيستا و تيکر در حال بردن آن مسابقه بودن ولي ناگهان باتيستا با يک اسپاين باستر غافلگير کننده به نوعي پاسخ آن چاک اسلم 3 هفته پيش را داد و بعد هم رينگ را ترک کرد و باعث شد جان سينا و مايکلز پيروز مسابقه شوند.
در 23 مارچ 2007 آندرتيکر در آخر مسابقه ي خود با کينگ بوکر و فينلي در حال کتک خودن بود که ناگهان آهنگ باتيستا زده شد و او به کمک تيکر شتافت.
و بالاخره يک آوريل 2007 فرارسيد و اين دو در رسلمينيا ي 23 در مقابل هم قرار گرفتند که در يک مسابقه ي فوق العاده جذاب که به عنوان مسابقه ي برتر سال شناخته شد باتيستا در مقابل تيکر شکست خورد و کمربند سنگين وزن را به او واگذار کرد.ولي بايد قبول کرد که اين پايان کار نبود.در 6 آوريل باتيستا در اسمکداون با عصبانيت در مقابل تيکر قرار گرفت و در چشمانش گفت: I WANT MY REMATCH .و اينطور بود که مسابقه اي بين اين دو در 29 آويل و پي پي وي "بکلش"تدارک ديده شد.باتيستا در اين مسابقه عالي ظاهر شد و هر دوي استار نمايش قابل تحسيني از خود به جا گذاشتند.اين مسابقه که به صورت "لست من استندينگ"،در پايان با اسپير وحشتناکي که باتيستا در ارتفاعات وروردي ورزشگاه به آندرتيکر زد بي نتيجه اعلام شد و به همين دليل کمربند توسط تيکر حفظ شد ولي تيکر در آنجا به شدت مصدوم شد.اما رقابت بين باتيستا و تيکر هنوز تمام نشده بود و آنها در 11 مي 2007 در يک مسابقه ي استيل کيج در اسمکداون به مصاف هم رفتند که در آنجا باز هم باتيستا نمايش قابل قبولي از خود به جاي گذاشت به نحوي که وقتي فن پاياني را به تيکر زد ،قصد خارج شدن از رينگ را داشت که کمي دير جنبيد واز آن سمت تيکر هم خودش را به بيرون رينگ رساند و خروج 2 سوپراستار کاملا همزمان بود و باز هم مسابقه برنده اي نداشت ،پس کمربند در دستان تيکر باقي مي ماند.اما بعد از اين مسابقه ادج با استفاده از امتياز کيفي که از مستر کندي گرفته بود،وارد مسابقه شد و با اسپيري که به تيکر زد قهرمان جديد سنگين وزن شد که بعدها ادج هم به نوبه ي خود حريفي جديد براي باتيستا محسوب مي شد.
بعد از قهرماني ادج در اسمکداون 18 مي مقرر شد باتيستا و ادج در جادجمنت دي 2007 مقابل هم قرار بگيرند ،که در آنجا علي رغم برتري همه جانبه ي باتيستا ،اين ادج بود که طي يک غافلگيري باتيستا رو برد.اين مسابقه در پي پر ويوهاي "وان نايت استند" و "ونجنس" هم تکرار شد که در آنها هم باتيستا در حالي که از هر لحاظ سرتر از حريف خود بود ، به دلايلي نا عادلانه اي نتوانست فاتح کمربند سنگين وزن جهان شود.



ولي او در اسمکداون 29 ژوئن در يک مسابقه ي Non Title ،ادج را با يک باتيستا بامب شکست داد و بعد از قرار شد که باتيستا چند وقتي از مسابقه دادن بر سر کمربند سنگين وزن دوري کند.باتيستا در وهله ي اول رقابت جديدي را با گرت کالي آغاز کرد و قرار شد بين اين دو مسابقه اي در پي پي وي "گرت آمريکن بش" تدارک ديده شود ،
ولي با مصدوميت ادج وضعيت تغيير کرد وکمربند سنگين وزن به حالت تعليق در آمد ولي در يکي از مسابقات هفتگي يک بتل رويال برگزار شد که در آنجا فرد پيروز ،قهرمان جديد سنگين وزن مي شد و آن فرد هم که با بيرون کردن کين و باتيستا از رينگ به اين عنوان دست يافت،کسي جزء "گرت کالي" نبود.
در 20 جولاي 2007 باتيستا و کين براي چلنج شدن کمربند سنگين وزن در "گرت آمريکن بش" به مصاف هم رفتند که در اين ديدار دخالت کالي موجب شد مسابقه بي نتيجه بماند .بعدا مسابقه ي سه نفره اي بين باتيستا و کين و گرت کالي در گرت آمريکن بش 2007 ترتيب داده شد.و بالاخره گرت آمريکن بش فرا رسيد و در آنجا کالي توانست در يک بازي نسبتا قاطعانه از عنوان خود دفاع کند.
باتيستا در چند هفته بعد باز هم توانست جواز مسابقه بر سرکمربند سنگين وزن را در پي پر ويوي بعدي يعني ،سامراسلم کسب کند.باتيستا در سامراسلم به خوبي مقابل کالي ايستاد و در آخر توانست با قانون دي کيو مسابقه را پيروز شود ولي چون مسابقه ،DQ اعلام شد ،کمربند به کالي برگردانده شد.
چندي بعد که ري مستريو تازه دوران نقاهت خود را گذرانده بود گزينه ي اول براي مسابقه دادن بر سرکمربند سنگين در پي پي وي "آنفورگيون" شد ولي در دو روزباقي مانده به اين مسابقه ،باز هم باتيستا خواهان کمربند در "آنفورگيون "شد و به اين ترتيب مسابقه ي ري مستريو و کالي و "باتيستا" ترتيب داده شد و در اين مسابقه اين باتيستا بود که بعد از 6 ماه با اسپاين باستري که به غول بي چون چراي WWE ،يعني کالي زد کمربند سنگين وزن را در سينه لمس کرد.
ولي رقابت کالي و باتيستا به پايان نرسيد و آن دو در پي پر ويوي "نومرسي" در يک سبک ويژه اي از مسابقه دادن که مخصوص "کالي"بود ،در مقابل هم ايستادند.اين مسابقه از نوع " Punjabi Prison Match" بود که باتيستا موفق شد در يک نمايش زيبا ،سريع تر قفسها را ترک کند و در کمال شايستگي از عنوان خود دفاع کند.
و اما بازگشت آندرتيکر از مصدوميت چند ماه اي که داشت ،موجب شد باتيستا در"سايبر ساندي"حريف سرسختي را براي دفاع از عنوان خود ،ببيند.و بالاخره باتيستا و تيکر در "سايبر ساندي" براي چهارمين بار صف آرايي کردند.اين مسابقه در حالي انجام شد که استن کلد به عنوان داور وي‍ژه آن را کنترل مي کردو در آنجا بود که باتيستا ،با زدن دو باتيستا بامب به آندرتيکر مسابقه را به سود خود به اتمام رساند .
ولي ريوالري بين اين دو همچنان ادامه داشت و آنها در سوروايور 2007 و در يک مسابقه ي Hell In A Cell در مقابل هم قرار گرفتند که در آنجا باتيستا با کمک ناخواسته ي ادج ،مسابقه رو برد ولي در آن مسابقه هر دو سوپراستار يکي از هيجاني ترين مسابقات HIAC را برگزار کردند.
ادج با بازگشت خودش توانست در آرماگددون 2007خود را به رقابت تيکر و باتيستا اضافه کند و آن 3 نفر در مين اونت اين "پي پي وي" بر سر کمربند سنگين وزن با هم مسابقه دادند که ادج با کمي نامردي و هوش ياري توانست براي دومين بار قهرمان سنگين وزن جهان شود.(در اين مسابقه گروه Major barathers هم دخالتهايي کردند.)
در 21 دسامبر 2007 باتيستا ر اسمکداون موفق به شکست و ادج و تيمش در يک مسابقه ي هنديکپ مچ شد و توانست کمربند را ببرد ولي ناگهان ويکي گوئررو اين قهرماني را رد کرد و با حمله ي ادج به باتيستا بازي دي کيو شد و کمربند به ادج بازگردانده شد.
باتيستا در پايان سال 2007 ،توسط وبسايت رسمي WWE به عنوان بهترين سوپراستار سال 2007 شناخته شد .
باتيستا در رويال رامبل 2008 به عنوان نفر هشتم وارد رينگ شد و توانست با اجراي يک نمايش خوب جزء 3 نفر پاياني باشد و در آنجا هم باتيستا اغلب بر سينا و تريپل اچ برتري داشت ولي طي يک غافلگيري توسط تريپل اچ از رينگ حذف شد .باتيستا هم چنين از نگاه مجله ي PWI به عنوان برترين مرد رويال رامبل شناخته شد.
در "نو وي اوت 2008 " باتيستا براي اينکه بتواند در رسلمينياي 24 ،بر سر کمربند مسابقه بدهد در يک مسابقه ي الميشن چمبر که در آن ،تيکر،فينلي،کالي، ام وي پي و بيگ ددي وي حضور داشتند،شرکت کرد و در پايان جزء دو نفر آخر مسابقه بود ولي توسط تيکر پين شد و اين فرصت را از دست داد.
باتيستا در 7 مارچ 2008 بر سر کمربند US به مصاف ام وي پي رفت که در آن مسابقه با قانون Countout باخت.
چندي بعد مسابقه اي با عنوان Smack down Vs. Raw براي رسلمينيا در نظر گرفته شد و از بين استارهاي راو ،اومگا منتخب اين براند شد و در اسمکداون هم کسي شايسته تر از باتيستا يافت نمي شد و به اين تريتيب اين دو در رسلمينيا 24 به مصاف هم رفتند که در اين مسابقه که از لحاظ زيبايي ،انتظارها را برآورده نکرد،باتيستا موفق شد با يک باتيستا بامب در مدت زمان 7 دقيقه اومگا را شکست دهد.
در 31 مارچ راو و در خداحافظي رسمي ريک فلير از دنياي کشتي کچ، در بک استيج باتيستا و شاون مايکلز ديده مي شوند که در آنجا باتيستا با نگاهي خصمانه ،نويدي از يک درگيري جديد با شاون مايکلز را مي دهد و مهمترين دليل براي اين درگيري نيز مي تواند ، گرفتن انتقام ريک فلير از شاون مايکلز باشد.ريک فليري که قطعا براي باتيستا ارزشي بسيار بالا داشت،چرا که درصد زيادي از شهرت خود را مديون او بود.
به هر حال اين دو در بکش 2008 در مقابل هم قرار مي گيرند و يک مسابقه ي زيبا از خود به نمايش مي گذارند و در آخر باتيستا رحم کوچکي که به شاون کرد،موجب شد طي يک غافلگيري با دريافت يک SCM مسابقه را واگذار کند.ولي رقابت تمام نشده بود و باتيستا در 19 مي در راو با شکست کريس جريکو موفق شد جواز مسابقه با شاون مايکلز در "وان نايت استند 2008"را بگيرد .



و باتيستا براي بار دوم در مقابل شاون قرار گرفت ولي اينبار باتيستا به مصدوميتي که براي شاون پيش آمده توجه نکرد و در مقابل ديدگان همه شاون مايکلز را له کرد.اين مسابقه که از نوع "استريچر مچ" بود در پايان با مصدوميت جدي شاون به اتمام رسيد و باتيستا قدرتش را بر شاون هم ديکته کرد.
در 13 دسامبر 2008 باتيستا با شکست گرت کالي موفق شد که يکبار ديگر شانس مسابقه دادن با ادج را اين بار در "نايت آف چمپيونز 2008" امتحان کند.باتيستا در حالي به مصاف ادج مي رفت که يک هفته قبل از "نايت آف چمپيونز"در درافت به راو منتقل شده بود و اگر نمي توانست ادج را شکست دهد بايد قيد کمربند سنگين وزن را مي زد.و در نهايت هم همينطور شد و باتيستا با دخالتهاي محض ويکي گوئررو که مانع برتري او شد ،از ادج شکست خورد.ولي شب بعد از اين مسابقه باتيستا فرصت مناسبي براي تصفيه حساب نهايي با ادج پيدا کرد و در راو به شدت ادج را کتک زد و در آخر به کمک باتيستا بامب او سي ام پانک "با استفاده از امتياز ماني اين د بانک خود"توانست بعد از اين ماجرا صاحب جديد کمربند سنگين وزن جهان شود.و باز هم باتيستا در راو مي توانست براي کسب اين کمربند با ارزش تلاش کند و سر انجام در هفته ي بعد از اين قضايا باتيستا موفق شد در يک مسابقه ي 4 نفره کين و جان سينا و جي بي ال را مغلوب کند و جواز مسابقه بر سر کمربند سنگين وزن را در "گرت آمريکن بش 2008 "کسب کند.حال بايد ديد که آيا باتيستا مي تواند براي چهارمين بار عنوان قهرمان سنگين وزن را درياقت کند يا خير.اين موضوع تا 4 روز آينده کاملا شفاف مي شود.


--------------------------------

حواشي:

باتيستا که تا کنون دو بار ازدواج کرده داراي 3 فرزند مي باشد که از همسر اول فوت شده خود يک دختر 20 ساله و از همسر دوم خود دو دختر 13 و 15 ساله دارد.باتیستا همچنین یک دارای یک خواهر می باشد که روابط نزدکی با هم دارند.
باتیستا در سال 2006 اقدام به نوشتن کتابی مبنی بر زندگینامه ی شخصی خودش کرد .البته ناگفته نماند که در این راه از کمک دوست خودش "جرمی رابرتز" بی نیاز نبود.بیشتر حواشی زندگی باتیستا را می توان در این کتاب یافت که در ÷ایین می تونید خلاصه ای از سر فصلهای این کتاب رو بخونید.

Batista Unleashed Book




باتيستا در اين کتاب بيانات تلخ و شيرين و بعضا تکان دهنده اي رو به روي کاغذ آورد.مطالبي در مورد لحظات به ياد ماندني خودش،لحظات تلخ و تجاربي که از آنها کسب کرد و مسائل زيادي ديگري..
باتيستا در اين کتاب به جدا شدن مادر يوناني خود از پدر فليپينيش در نونهالی اشاره مي کند.او طبعات نامطلوب این طلاق را برای خود در آغاز سنین عمرش به تفصیل شرح می دهد.
او به اعمال ناشایست خود در سنین نوجوانی از جمله اتومبیل دزدی اعتراف می کند.او با شجاعت به حمل مواد مخدر در سن ۱۳ ساللگی اشاره می کند.
باتیستا با شجاعت در مورد شهوت رانی خود در سنین جوانی سخن می گوید و روابط خود را با زنها و حتی فرزندان نا مشروع خود به روشنی بیان می کند.
باتیستا به مامور امنیتی بودنش در یک کاواره اشاره می کند .او درگیریهای که اثرات مخربی بر روی روحیه او داشته است را بیان می کند.
او به تمرينات سخت بدنسازي خود اشاره مي کند و سختي هايي که براي آن بدن متحمل شده است را به روي کاغذ مي آورد.
باتیستا به جعل کارت شناسایی خود برای استفاده از سنی جوانتر اشاره می کند.
باتیستا در مورد همسر فوت شده اش angel می گوید.باتیستا اسم او را با عنوان angel in kanji بر روی دست راستش خالکوبی کرده است.باتیستا می گوید آنجل سالها با شجاعت با سرطان تخمدان جنگید ولی در آخر نتوانست مقاومت کند و فقط خاطرات شیرینش را به جای گذاشت.
باتیستا به حبس یک شبه ی خود در زندان اشاره می کند.
باتیستا به استقلال کامل خود در سن ۱۷ سالگی اشاره می کند و ریاضتها و سختیهای که برای کسب در آمد در آغاز جوانی تحمل کرده است به وضوح بیان می کند.
باتیستا نیمه ی خشمگین خود و راههای دشواری که برای کنترل آن طی کرده است را به روي کاغذ می آورد.
باتیستا در مورد شغل نجات غریقی خود و استعداد فوق العاده اش در این رشته سخن می گوید ومقطع زمانی را که با این شغل امرار معاش کرده است را به همراه خاطراتش بیان می کند.
باتیستا به شغل پیرایش گری پدرش اشاره می کند.
باتیستا به پرخاشگری خود در کودکی و نوجوانی و ذله شدن اطرافیان از دست او به دلیل این افسارگسیخته گی اشاره می کند.
باتیستا به حضور پر تعدادش در دعواهای خیابانی در سنین جوانی اشاره می کند.
باتیستا به کسب نمرات ضعیفش در دبیرستان اشاره می کند.
باتیستا به اشک شوق طرفداران بیشمارش در رسلمینیا ۲۱ و تصاحب معتبرترین تایتل دوران کچ خود اشاره می کند و آن لحظه را از بهترین لحظات عمر خود یاد می کند.
باتیستا با شجاعت به رابطه ی خود با ملینا اشاره می کند و ملینا را از بهترین دوست خود می داند.
باتیستا به مصدومیت کزایی خود توسط مارک هنری اشاره می کندو طبعات بد مصدومیتی عضله ی ۳ سربازوی خود را بر روی جسم و روانش به طور کلی باز می کند.
و باتیستا به.....

بله..تاکیدا باید گفت باتیستا صحبتهای تلخ و شیرین زیادی را با قلمی شیوا به زبان آورده است که خواندن آن برای طرفداران وی خالی از لطف نیست .

چندی پیش هم بعد از حدود 1
.5 دهه خبرنگاران از باتیستا بازخواستی کرده بودند در مورد اتفاقی که در نوجوانی برای باتیستا رخ داده بود..این اتفاق مربوط میشه به زمانی که باتیستا در نوجوانی به سر می برد..
باتیستا در آن مقطع زمانی مرتکب جرمهایی مانند اتومبیل دزدی و درگیری های خیابانی شده بود که حال همه چیز بر میگرده به دورانی که باتیستا یک رهگذر خیابان رو به شدت کتک زده بود...
در حال حاضر باتیستا از دست خبرنگاری که این موضوع رو بیان کرده ابراز عصبانیت کرده و به سوالات خبرنگاران به صراحت پاسخ داده :
من فراموش نکردم از کجا آمده ام و چه هستم..من بارها به کارهای پلیدم در جوانی اعتراف کردم (نمونه بارز آن کتاب خود باتیستا Batista Unleashed است)..
دلیل آن کارها بر می گرده به بدون پدر بزرگ شدن من در دوران نوجوانی...من به همراه مادرم در محله ای از واشنگتون زندگی می کردیم که قتلهای زیادی در آنجا صورت می گرفت و بزه در انجا بیداد می کرد..همین عوامل در بزهکاری من نقش اساسی داشت


آخرین مصاحبه های انجام شده با باتیستا:

-کدام یک از استارها از تو واهمه ای ندارند؟
باتیستا:قطعا و بدون شک تیکر..او مرد بی همتای کشتی کچ است و از مبارزه با او سیر نمی شوم ...تیکر لجند افسانه ای wwe و هال اف فیمر بعدی است که به او صادقانه عشق می ورزم..

-رمزه اندام فوق العاده و همیشه برنزه و متعادل شما چیست؟
باتیستا:متعادل بودن بدن من جای بحث زیادی دارد..من همیشه کنار ساحل بودن فلوریدا رو دوست دارم و از زندگی در اینجا لذت می برم..ساحل فلوریدا به من آرامشی می دهد..چون اجازه ی رشد و بهتر بودن را من داده است...

-فیلم سینمایی مورد علاقت؟
باتیستا:Sleeplees In Seattle
با بازی فوق العاده ی Meg Ryan & Tom Hanks (عاشق این فیلم هستم)

آخرین مصحابه ای با اسلم رسلینگ:

-در اولین سوال ازت می خوام کمی در مورد درافت امسال توضیح بدی و تمایل داری به کدام باشگاه بپیوندی؟

Batista-خب حضور در یک براند خاص می تونه یک موضوع سلیقه ای باشه..من سه سال در اسمکداون حضور داشتم و به حضور در آن افتخار می کنم چون مثل خانه ی من و طرفدارای زیادی دارم که هر هفته به خاطر بلیط دیدن مسابقات رو تهیه می کنند..به شخصه دوست دارم در اسمکداون بمونم و به پیشرفتش کمک کنم و همچنان مفید باقی بمانم...من فکر می کنم در اسمکداون بمانم.

- نظرت در مورد برت هارت و شاون مایکلز ؟

Batista-به شخصه شاون مایکلز رو یکی از الگوهای خودم در دوران زندگی می دونم و همیشه رقابت با او رو در اوج بودن،می دونم .در مورد برت هارت باید گفت که از بزرگان بی چون چرای تاریخ هست..من از خواندن کتاب بسیار لذت بردم ..بنابراین تصمیم گرفتم در وصف او چند خط در کتابم بنویسم...صحبتهای برت هارت در هال آف فیم فراموش ناشدنیست.برت شخصیتی فوقالعاده ایست چون حرفهایش برایم فوق العاده جالب هست..من خیلی دوست دارم با برت هارت رابطه ی نزدیکی برقرار کنم از شخصیت او استفاده کنم..

-حالا در مورد تریپل اچ و رابطت با او توضیح بده؟

Batista-من در اسمکداون با تیکر رقابتی سخت در وزنه زدن دارم ..دقیقا همچین وضعیتی رو در زمان حضورم در راو ،با تریپل اچ داشتم ..او یکی از دوستان قدیمی و خوب من است و از بهترینهای پرورش اندام که تمریناتم را با او هرگز فراموش نخواهم کرد..او بسیار وقت شناس است و فرصت طلبی او در رینگ زبانزد هست ..او راه موفقیت را به خوبی می شناسد.


اطلاعاتی در مورد موزیک I Walk Alone :

این موزیک در ژوئن ۲۰۰۵ ساخته شد ...نام این موزیک I Walk Alone است که از لحاظ سبک موزیک شباهتهای زیادی به موزیک قبلی باتیستا در سالهای 2003تا اوایل 2005 دارد...سبک سنگین متال این موزیک و متن فوق العاده زیبای آن از بارزترین خصوصیات این کار محسوب می شود..

گفتنی است این موزیک توسط گروه Saliva نواخته شده است..



اما اصل موضوع و متن این آهنگ:
Yeah
I walk alone
من به تنهایی می روم
I walk for miles inside this pit of danger
من مایلها(کیلومترها) در این چاله ی پر ازخطر می روم
A place where no one follows me
جایی که فردی به دنبالم نباشد
I walk alone
من به تنهایی می روم
Huh
Yeah
I'm sick of all these people talkin' out their heads
من از مردمی که نمی فهمند و سخن می گویند متنفرم
I've never understood a damn thing that they said
من هیچگاه این افراد را درک نکردم..
From words to actions
از کلمات به اعمال
Never knowing what they're about
آنها هیچگاه روبرویشان را درک نمی کنند..
I guess I'll have to chew them off and spit them out
اید آنها رو همانند آدامس جوید و بعد هم ت کرد..
And I'll say yeah
من می گویم آری
I walked for miles inside this pit of danger
من مایلها(کیلومترها) در این چاله ی پر ازخطر می رو
I've swallowed down a thousand years of anger
من تمام خشمم را به گلو فرو می برم..
A place where no one follows me
(من می روم) جایی که فردی دنبالم نباشد...
I walk alone
I walk alone
Yeah
I walked for miles inside this pit of danger
من مایلها(کیلومترها) در این چاله ی پر ازخطر می روم
I've swallowed down a thousand years of anger
من هزار سال خشمم را به گلو فرو می برم..
A place where no one follows me
(من می روم) جایی که فردی دنبالم نباشد...
I walk alone
I walk alone
من به تنهایی می روم و من به تنهایی می روم.
این موزیک در ژوئن ۲۰۰۵ ساخته شد ...نام این موزیک I Walk Alone است که از لحاظ سبک موزیک شباهتهای زیادی به موزیک قبلی باتیستا در سالهای 2003تا اوایل 2005 دارد...سبک سنگین متال این موزیک و متن فوق العاده زیبای آن از بارزترین خصوصیات این کار محسوب می شود..

حضور باتیستا در عرصه ی هنر:



شاید باتیستا از معدود ستاره هایی هست که دنیای کشتی کچ زیاد در فیلم های اکشن جایی نداشت یا اینکه خود او تمایلی به دخول در این شرایط نداشت.این در حالی هست که باتیستا می تواند حتی در کارهای سطح بالای هالیوودی به ایفای نقش بپردازد .او این موضوع را در یک صحنه ی کوتاه از سریال Smallville به خوبی نشان داد.
سریال Smallville یکی از زیباترین و بهترین سریال های روز جهان است که از جذابیت بالایی برخوردار است.در مورد سبک این فیلم باید بگم که این فیلم داستانی و تخیلی است.

کارگردان این فیلم از برخی از سوپراستارهای کشتی کج دعوت به بازی در این سریال کرد که از جمله این سوپراستارها می توان باتیستا ، کین ، اشلی را نام برد .

از حق نگذریم باتیستا در این فیلم عالی کار کرد و نقش خود را به نحو احسن ایفا کرد و توانایی های خود را در این زمینه نشان داد .

 

*تمام*









+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 17:29  توسط Ali Reta  | 

راگبی

rugby.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 17:1  توسط Ali Reta  | 

Vanishing Point

Band: Vanishing Point
Album: Embrace The Silence
Year: 2005
Genre: Power Metal
.
.
.
.
.
.
.

Band: Vanishing Point
Album: Tangled in Dream
Year: 2000
Genre: Power Metal
.
.
.
.
.
.
.

 
 
Band: Vanishing Point
Album: In Thought
Year: 1999
Genre: Power Metal
.
.
.
.
.
.
.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 16:30  توسط Ali Reta  | 

کلیک و دیدن عکسهای متالرها

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 16:8  توسط Ali Reta  |